محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2171
مرآة البلدان ( فارسى )
لا نبشن قبر كثير بن شهاب المفترى الكذاب » شخصى بود كه معاويه او را به رى و دستبى ولايت داد و چندگاهى از قبل معاويه و مدتى از جانب عاملهاى معاويه ، زياد و مغيرة بن شعبه در ولايات مزبوره حكومت داشت . پس از آن معاويه بر او غضب كرد و او را در دمشق حبس نمود و او را اذيت مىكردند تا شريح بن هادى مرادى اسباب استخلاص او شد و يزيد بن معاويه طريقهء كثير را پسند كرده به عبيد الله بن زياد نوشت كه او را حكومت ماسبذان و مهرجانقذف و حلوان و ماهين دهد . و بعضى املاك در جبل به اقطاع او داد و او قصرى بنا كرد معروف به قصر كثير در محلى كه از اعمال دينور محسوب مىشود . عمرى از هيثم بن عدى روايت كرده گويد : زياد در سفر بود . بند قبايش پاره شد . كثير بن شهاب سوزنى از كلاه خود بيرون آورد با نخى و آن بند را بهجاى خود دوخت . زياد به او گفت تو مرد باحزمى هستى و مثل تو نبايد بيكار بماند و او را ولايت بعضى از جبل داد . كلبى و ابو اليقظان گفتهاند هذيل بن قيس العنبرى در ايام مروان والى اصفهان شد و از آن وقت عنبريون به آنجا رفتند . و گويند جد ابو دلف و ابو دلف قاسم بن عيسى بن ادريس بن معقل العجلى در سفر خود به جهت بعضى مقاصد با برخى از كسان خود به جبل آمدند و به قريهاى از قراى همدان موسوم به مس ورود نمودند و بناى گرفتن املاك و مزارع را گذاشتند . و ادريس بن معقل بر سر يكى از تجار تاخته مال او را از او گرفته و تاجر را خفه كرد يا او را خفه نموده بعد مال او را متصرف شد . آنگاه ادريس را گرفته به كوفه بردند و حبس كردند . و اين واقعه در زمانى كه يوسف بن عمر الثقفى در عراق ولايت داشت در عهد هشام بن عبد الملك واقع شد . بعد عيسى بن ادريس به كرج نزول نمود و بر آنجا استيلا يافت و قلعهء آن را بنا نمود و آن حصنى كهنه بود و ابى دلف قاسم بن عيسى قوتى يافت و شأنى نزد سلطان به هم رسانيد و قلعهء مزبوره را بزرگ كرد و كرج را شهريت داد و آن را كرج ابو دلف گفتند . و كرج امروز شهرى از شهرهاست . زياد بن عبد الرحمن بن بلخى از بزرگان و اشياخ اهالى سيسر روايت مىنمايد و گويد سيسر را سيسر گويند زيرا كه در پستىهاى ارض واقع